تئوری موسیقی

تئوری موسیقی (موسیقی نظری) یعنی چه؟

 به طور کلی موسیقی بر دو نوع تقسیم بندی می شود:

۱_موسیقی تئوری 

۲_ موسیقی عملی

۱_موسیقی تئوری یا موسیقی نظری به مجموعه قوانینی اطلاغ می شود که جهت نوشتن وثبت اصوات و ملودیها و آهنگهای موسیقایی است، دانستن بعضی از مطالب و اصطلاحات مجموعه قوانینی که تشکیل موسیقی نظری را داده اند به حکم تجربه برای خواننده آواز ضروری و لازم است و برخی از آن مطالب ضروری نیست. 

تئوری موسیقی تشکیل شده از اسامی الفبای موسیقی (نت) و کشش های زمانی نت ها  و فواصل بین نت ها قواعد و فرمول های نوشتن آهنگها و قطعات موسیقائی بوسیله الفبای آن و تشکیل گام ها و نهایتاً شکل گیری طبقه بندی موسیقی هر ملیت و کلیه قوانین که بر اساس تشریح و توضیح آن قوانین به سهولت می توان به موسیقی عملی دست پیدا نمود.                          

مبانی نظری موسیقی

ماده اولیه ای که موسیقدانان برای خلق آثار موسیقایی خود به کار می‌برند صوت است،  که خود پدیده ای فیزیکی است. برای درک بهتر تئوری موسیقی، لازم است ابتدا به طور خلاصه به بررسی صوت از جنبه فیزیکی پرداخت شود.

اصوات موسیقایی

 صوت در نتیجه به ارتعاش درآمدن هوا به وجود می آید و ما آن را با گوش میشنویم .هیچ  صدایی بدون حرکت ایجاد نمی شود .

هنگامی که به سیم یک  ساز زخمه مانند تار زخمه میزنیم ،سیم از حالت سکون خارج شده و در اطراف جایگاه اولیه‌اش به صورت رفت و برگشتی به حرکت در می آید باعث به ارتعاش در آمدن هوا و تولید صوت می شود. در فیزیک به تعداد این ارتعاش ها در واحد زمان بسامد یا فرکانس میگویند. واحد بسامد هرتز و نشانه اختصاری آنhzاست. (مثلاً اگر یک سیم ۲۰۰ بار در ثانیه نوسان کند، می گوییم بسامد آن ۲۰۰ هرتز است.) ارتفاع یا زیر و بمی صدا ها، به بسامد آنها بستگی دارد. به این معنا که هر چه بسامد یک صوت بیشتر باشد، زیرترو هرچه بسامد آن کمتر باشد، بم تر است. برای مثال صدای نتی با بسامد  ۴۴۰ hz از صدایی نتی  با بسامد ۲۶۰ hz زیر تر است، زیرا به آن بیشتر است.

عملا چهار عامل  در زیر و بم یک تار مرتعش (مثل سیم سه تار) موثرند و رابطه آنها با بسامد چنین است:

۱.طول

هرچه طول سیم بیشتر باشد ،بسامد صوت حاصل از آن کمتر می‌شود.(صدا بم تر می‌شود)

۲.ضخامت

هر چه ضخامت سیم بیشتر باشد، بسامد صوت حاصل از آن کمتر می‌شود .(صدا بم تر میشود)

۳.کشیدگی (فشار وارد بر سیم)

هر چه کشیدگی سیم بیشتر باشد،بسامدصوت حاصل  از آن بیشتر می‌شود.(صدا زیرتر میشود)

۴.جنس سیم

 

تقریباً در همه سازهای زهی ،عامل های دوم و سوم ثابت بوده و با تغییر طول سیم مرتعش ،صدا های متفاوت ایجاد می شود. در سازهایی مانند تار، کمانچه، تنبور، عود و گیتار، نوازنده باکمک انگشتان دست چپ طول سیم را کوتاه نموده و به این ترتیب ،نت های مختلف را به صدا در می آورد. ساختمان ساز هایی مانند سنتور قانون و پیانو طوری طراحی شده است که طول آزاد سیم هابا یکدیگر متفاوت بوده ایجاد نت های گوناگون به وجود می آید.

و اما همه صداهایی که در اطراف خود می شنویم اصوات موسیقی نیستند .برای نمونه سر و صدای موجود در خیابان ها یا لوازم خانگی در حال کار مانند جاروبرقی، لباسشویی، کولر و…،همگی نمونه هایی از صداهای غیر موسیقایی هستند که به آنها اصطلاح نوفه می گویند . نوفه ها اغلب ناخواسته اند و بسامد آنها غیر ثابت و نامنظم است .ازبین تمام صداهایی که می‌توان با بسامد های گوناگون تولید کرد، تنها به گروهی از اصوات که دارای ارتفاع معینی هستند ،صوت موسیقایی یا نت می گوییم.(درموسیقی ایرانی ،اصطلاح نغمه به همین معنی به کار رفته است .)به نشانه هایی که برای نمایش و ثبت صداهای موسیقایی به کار می رود نیزنت گفته می شود .

هر ملودی یا آهنگ از  تعدادی نت تشکیل شده است، که از نظر زیرو بمی و کشش زمانی با یکدیگر متفاوتند. در موسیقی به ویژگی زیر و بمی و کشش زمانی به ترتیب ارتفاع و دیرند می گوییم که دو رکن اصلی ملودی را تشکیل می دهند .

پهنه صوتی

صدای انسان یا هر یک از ساز های موسیقی، توانایی اجرای تعداد محدودی از مجموعه نت های مورد استفاده در موسیقی را دارد،که به آن  پهنه صوتی میگویند. در واقع پهنه  صوتی فاصله میان بم ترین تا زیرترین نتی است که یک خواننده یا ساز قادر به اجرای آن است.

پهنه  شنوایی انسان

پهنه  شنوایی انسان در حدود ۱۶ تا ۲۰ هزار هرتز است، یعنی دستگاه شنوایی ما قادر نیست صدای بم تر از ۲۰ هرتز و زیرتر از ۲۰ هزار هرتز را بشنود. البته این محدوده تقریبی است و بسته به نژاد و سن افراد متفاوت و گاهی متغیر است .

فاصله موسیقای

 اختلاف زیر وبمی دو نت را فاصله آن  دو نت میگوییم .روش ها و واحدهای مختلفی برای سنجش فاصله بین دو نت وجود دارد که در جای خود درباره آن توضیح داده خواهد شد.

آموزش نت خوانی

همانگونه که حروف الفبا هر زبانی، در واقع نشانه های تصویری و قراردادی برای صدا های معینی هستند ،در موسیقی نیز برای هر صدا نشانه ی تصویری به نام نت وجود دارد که دو کمیت ارتفاع و دیرند آن صدا را مشخص میکند. ارتفاع نت را با استفاده از خط های حامل و دیرند آن رابه وسیله ی شکل های گوناگون نمایش میدهیم،که بر حسب نیاز استفاده میشود. در اینجا برخی شکل های گوناگون نت ها و نام اجزای آن ها نمایش داده شده است ،که در ادامه با آنها آشنا خواهیم شد

 

 

خط حامل

برای نمایش ارتفاع نت ها  از پنج خط افقی موازی به نام حامل که به فاصله مساوی از یکدیگر رسم شده اند،استفاده می‌کنیم (خط های حامل را از پایین به بالا می‌شماریم):

نت ها به شکل بیضی هستند و بر اساس جایگاه شان بر روی خط های حامل نام گذاری می شوند.نت ها را از پایین‌ترین خط حامل ،به ترتیب از بم به زیر، می نویسیم .به این ترتیب برخی روی خط ها و برخی بین آنها قرار می گیرد.هرچه جای نت ها روی حامل بالاتر باشد، صدای آن زیرتر و به اصطلاح موسیقی بالاتر است یا برعکس. به همین  دلیل هم در موسیقی از  اصطلاح ارتفاع برای ویژگی زیر و بمی نت ها استفاده می شود.

 

                       

 

نام نت ها

 در موسیقی هفت نام اصلی برای مشخص کردن ارتفاع نات های گوناگون وجود دارد ،که به ترتیب از بم به زیر عبارتند از:

 

 دو       ر       می       فا       سل       لا        سی 

 

یعنی در میان مجموعه فوق دو  بم ترین و سی زیرترین نت است. به دنبال نت هفتم(سی)، باز هم همین نت ها به ترتیب از نت دو (اما این بار باارتفاعی زیرتر از نت های پیشین) تکرار می شود. پیش از نت اول نیز نوت  سی و قبل از آن لا و… به همین ترتیب درجه بم  قرار دارد.

به این ترتیب هر یک از نت های  بالا، بم تر از نت های سمت راست و زیرتر ازنت های سمت چپ خود است.

سیستمی که دراینجا به آن اشاره شده است.سیستم هجایی نام دارد.در سرزمین های انگلیسی زبان وآلمانی زبان برای نام گذاری نت ها از روش دیگری به نام سیستم الفبایی استفاده میشود.در این روش ، هرنت با یکی از حروف الفبای لاتین به ترتیب زیر نامگذاری می شود:

نامگذاری هجایی:do re mi fa sol la si

نامگذاری الفبایی:C  D  E  F  G  A  B

 

 

 

 

۱۴+
avataravatar

دیدگاه خود را ثبت کنید

    1. adminhadi لیست شدن مالک

      خواهش میکنم ممنون که نظر دادید

      ۱+

    1. adminhadi لیست شدن مالک

      سپاس گذارم دوست عزیز

      ۰

بازدید : 820